بی هیچ اسم و رسمی
میام اینجا مینویسمو مینویسم
یکی میخونه
یکی نمیخونه
منم خالی میشم
چه دنیای در هم برهمی
بی هیچ اسم و رسمی
میام اینجا مینویسمو مینویسم
یکی میخونه
یکی نمیخونه
منم خالی میشم
چه دنیای در هم برهمی
اینکه همش حس کنید مریضید
همش علایم بیماری تو خودتون ببینید
همش یه گوشه کرخت افتاده باشید بخاطر سیل هجوم فکر نتونید از جاتون جم بخورید
مثل مرگ تدریجیه ...
روز به روز به روز اومدنت نزدیک تر میشم
خسته ازین همه شکستی که تو این یه سال پیش اومده
خسته از حال زارو نزارم
نمیدونم از اومدنت باید خوشحال باشم یا ناراحت
همیشه دلم میخاسته بهت برسم
اون روزا که اوج شکوفاییم بود به هم نرسیدیم
الان از من جز یه اعصاب داغون و یه حال خراب چیزی نمونده
حس میکنم دیگه هیچ وقت به دوران اوجم برنمیگردم
نمیدونم چی میشه
اما میدونم تنها نیستم
چون همیشه سر به زنگاه یکی بوده که به دادم رسیده
کاش نمیرسیدیم به هم
لااقل اینجوری دیدم بهت عوض نمیشد
داره خراب میشه همه چی
دیشب کلی لاو
صبح قاطی بودم گفتم یه مدت حرف نزنیم
خسته م از حرفای الکی
خندیدنای الکی
هاها ها
صبح
هاهاها
شب
پشت نقاب قایم شو
ماسک بزن کسی نفهمه ناراحتی
بسه دیگه
ادم همینجوری تموم میشه
گفتم چند روز تنهایی میخام
قبول کرد
الان تنهام
سکوت خلوت
دلتنگم
اما تنهایی بهتره
خودم بهترم
دلم همینو میخاد فقط
هیشکی نباشه
خودم باشم و صدای تنهاییم
همین
چه خبره این همه ریزش مو
بحعععععععع
سایه خانوووووووووم خسته نباشی بااین توپ پرت 😤😤😤
تغییر کردن سخته
استرس داشتن مرگ تدریجیه
از تو مثل موریانه وجودمونو میخوره
بعد یه مدت می بینی هیچی نداری
توت خالیه
ترجیح میدی بمیری
حال و اوضاع شما چطوره؟
توتون چطوره؟
دست و پا زدن زیاد خستمون میکنه
بعضی وقتا باید روی امواج دراز کشید اگه نای موج سواری نداری